آگاهي و احتياط
دهه جهاني ايمني
كاريكاتور
بدون شرح
  • بدون شرح 1395/4/13 يكشنبه
    انسان ، راه ، خودرو
تصادف
  • تصادف 1395/4/12 شنبه
    تصاويرممكن است براي همه مناسب نباشد
فرهنگ ايمني
دكتر فراستخواه استاد جامعه شناسي تصور مي كنيم خيابان براي اين است كه ما زود به مقاصد خويش برسيم.

چرا سوانح رانندگي در ايران زياد است؟ ۲۷۰ هزار تن در دهه ­ي ۸۰ بر اثر اين سوانح جان خود را از دست داده ­اند؛ يعني سالي بيست و چندهزار. اين شاخص درآلمان سه ­چهار هزار است. ما جزو ۱۰ كشور پرسانحه رانندگي هستيم. اين معضل البته كه علل نهادي و مديريتي دارد و منشاء آن نبودن قوانين سنجيده و سيستمهاي كارآمد و تدابير خردمندانه است و حاصل وضعيتي است كه شايستگان بر مصدر امور نيستند جاده­ ها در اختيار پيمانكاران مستقلي در شرايط رقابتي نيست و به دست متخصصان بيرون از رانتهاي دولتي و با استانداردهاي حرفه ­اي ساخته نمي شود. حل اين مشكلات موقوف به آن است كه در كشورمان حكمراني خوب داشته باشيم اما اينها همه علل آفاقي ­اند. علتهاي انفسي مهم ­ترند. وضعيت بي ­هنجاري و ضعف هنجاري در جامعه كنوني كه البته به نوبه خود از نابساماني در اداره كشور ناشي مي­شود.
ما با ماشين زير پاهاي خويش بيگانه ­ايم. تكنولوژي ادامه دست و پا و ذهن ما نيست. خودرو، عارض بر وجود ما شده است. و از تحول درونزاي  گاري و درشكه بر نيامده است. پيش از انقلاب مدرنيزاسيون دولتي نيم­ بندي از بالا اجرا شد. بعد از انقلاب نيز رياكارانه و در حالي كه به كل دنياي مدرن لعنت مي ­فرستاديم، آزمندانه از ابزارهاي مدرن آن سود جستيم.
اكنون وضع ما به جايي رسيده است كه انتقال تكنولوژي الي ماشاالله هست ولي فهم تكنولوژي متاسفانه نيست. تعداد دانشجويان ما چهار و نيم ميليون گذشته است. بسيار خوب؛ اما آيا به ازاي آن، زباله ­هاي شهرمان و ترافيك خيابانها و سوانح جاده­ اي­ مان كاهش يافته است و كيفيت زندگي ­مان ارتقا پيدا كرده است.
شهرها و خيابانهاي ما به ظاهر جديد شده ­اند اما طرز فكرها و نگاه­ ها و عادت ­واره­ ها مدرن نيستند، طبعا سنتي نيز نماده­ اند و عجيب آشفته شده­ اند. تجربه مدرنيته و آداب­ داني شهروندي جديد در ميان ما و بر اثر بالا و پايين شدنهاي اين چند دهه ­ي اخير نيم ­سوز شده است. بخش بزرگي از سوانح رانندگي، نتيجه بيگانگي ما با جاده­ هاي باز و خودروهايي با قابليت سرعت بالا و نتيجه بيگانگي با تكنولوژي است و بخش بزرگتري نيز حاصل بيگانگي ما با شهر، با نهادها، با قوانين، با هنجارها و با ديگر انسانها و موجودات جاندار داراي احساس درد و رنج است، حاصل بيگانگي ما حتي با طبيعت خودمان است.
«نه گفتن به تصادف» مطالبه ­اي انتقادي و مبتني بر حقوق شهروندي است اما فقط آن نيست، نه گفتن به وضعيت نفساني در خودمان هم هست كه خو گرفته ­ايم فقط گليم خويش از آب بكشيم و تصور مي­كنيم جاده و خيابان براي اين است كه تنها ما زود به مقاصد خويش برسيم. «نه گفتن به تصادف»  وقتي است كه در پشت فرمان، صداي ديگران را بشنويم. وقتي است كه زندگي بكنيم و بگذاريم ديگران هم زندگي كنند. «نه گفتن به تصادف» يعني شفقت به خلق، يعني فهميدن عابر پياده، فهميدن ديگري و فهم حق تقدم ديگران براي عبور، يعني تصور كردن دقيق احساس درد و رنج همه ­ي انسان­هايي است كه به سبب سرعتهاي غير مجاز و ويراژها و انحراف­هاي بيمارگونه ­ي ما بايد متحمل بشوند! «نه گفتن به تصادف» وقتي است كه رانندگي ما در جاده و خيابان نه مقدمه ­اي بي معنا براي زندگي، بلكه بخشي از طرح زندگي ما باشد و بتواند سطحي از منش انساني ما را عيان و بيان كند.

دكتر مقصود فراستخواه

پنجشنبه 3 فروردين 1396  
آگاهي و احتياط
دهه جهاني ايمني
كاريكاتور
بدون شرح
  • بدون شرح 1395/4/13 يكشنبه
    انسان ، راه ، خودرو
تصادف
  • تصادف 1395/4/12 شنبه
    تصاويرممكن است براي همه مناسب نباشد
فرهنگ ايمني
Daneshamouz.mrud.ir - 2015
صفحه اصلی دانش آموز | بازگشت |
Guest (MrtGuest)


Powered By Sigma ITID.